کانال تلگرام پایگاه خبری شمس
امروز شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶
ShamsKhabar News
39
دربیست وهفتمین سالگرد عروج منتشرشد؛

نامه عرفانی شاعرآیینی انقلاب و دفاع مقدس زنده یاد حاج امیر اسلامی فر به فرزند شهیدش

شناسه خبر: 74258 - سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ - سرویس: مشاهیر و بزرگان, مطالب ویژه - چاپ

هجدهم خرداد ماه یادآور حادثه ای نادر در شهر ولایتمدار مبارکه می باشد.

در بیست و هفت سال پیش درچنین روزی در حالی که  مردو زن این دیار ولایتمداردر غم از دست دادن امام خمبنی (ره) با تشکیل جلسات و مراسم گوناگون در غم فقدان پیر و مراد خویش عزادار بودند ،ناگهان خبری در شهر پیچید ، خبری که همگان را شوکه نمود، خبر این بود که حاج امیر اسلامی فر ،شاعر آیینی انقلاب و دفاع مقدس و مداح اهلبیت عصمت و طهارت (ع) در حین عزاداری در مراسم عزاداری سومین روز ارتحال حضرت امام (ره) در مسجد امام حسن عسگری (ع)محله دهنو مبارکه بدرود حیات گفته و به امام و شهدا پیوست
شخصیتی که در به ثمر نشستن نهال انقلاب اسلامی در شهرستان مبارکه نقش مهمی را ایفا نمود ودر این راه بارها از طرف عوامل ساواک و افراد ضد انقلاب مورد تهدید و ایزا قرار گرفت
ولی این انسان بزرگ در این راه مقدس با سرودن اشعارپرنغزو خواندن نوحه های حماسی ، و حضور درتمام صحنه های دفاع از آرمانهای  انقلاب و رهبری و از همه مهمتر تقدیم فرزند گرانقدر خویش در حماسه دفاع مقدس، به ایفای  رسالت مکتبی و انقلابی خویش پرداخت اینک در سالگرد عروج ملکوتی این یار دیرین انقلاب و امام ،برای اولین بار به  انتشار نامه عارفانه  ایشان خطاب به فرزندش حمیدرضا اسلامی فر می پردازیم ،نامه ای که درسرتاسرآن، عشق به انقلاب ،حضرت امام (ره)،انحام وظیفه و رسیدن به لقای شهادت موج می زند

نامه عرفانی زنده یاد حاج امیر اسلامی فر خطاب به فرزند شهیدش حمیدرضا اسلامی فر

بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت نور چشم عزیزم آقای حمیدرضا اسلامی فر
امیدوارم در پناه لطف حق وتحت عنایات خاصه حجت زمان وآیت یزدان حضرت مهدی (عج) واز سربازان فداکار نائبش روح خدا با به کاربستن اوامر پروردگار وسنت رسول ا…(ص) باعث سرافرازی ما بلکه باعث افتخار اهل بیت مکرم(ع) بوده باشد ان شاء الله.
باری نامه شما به دست ما رسید خیلی خوشحال شدم. من از دست شما ناراحتی ندارم فقط ناراحتی من از اقبال پست وکم سعادتی خودم می باشد که چرا کسی مثل شما (ماشاا..) بازرنگ بخواهد گوی سبقت را در جهت خود سازی از من روبوده و من بیچاره گول خورده و زود باور که باید بگویم این هم لله الحمد دراثر گذشت و ایثاری است که خداوند به من عنایت نموده است ، موقعیت خود را به دیگران ببخشم و در گود بمانم

خلاصه حمیدجان به من قول داده بودی یک ماهه به جبهه رفته و بیایی کارهای مرا انجام دهی تا من هم بروم و بگویم من هم انسانم و یا لااقل می خواهم انسان بشوم
وقتی می گویم کارهای مرا ،منظورم کارهائی که استفاده مادی داشته باشد نیست، بلکه کمک فکری ام بدهی تا وضع نابسامان حساب های من با خدا و دیگران را اصلاح کنم

عزیزم نگران نباش که این جملات و یا به قولی ابن مهملات را برایت نوشتم قصدم درد ودل بود که اگر با شما درد ودل پس با که انجام دهم، چون شما هم فکرو هم عقیده من در جهت خدا هستی (الحمدا..) منتهی کمی تعجیل داری، البته حق با توست، چون جوانی (کمی به یاد ماهم باش تا ماهم برسیم)

نه در مقابل روئی نه غایب از نظری
نه یاد می کنی از ما نه می روی از یاد
بجای طعنه اگر تیغ می زند دشمن
زدوست دست ندارم که هرچه باداباد

عزیزم من اگرتورا می خواهم برای خدا ودر جهت خدا می خواهم و اگر تندی با تو کرده ام از جهت کندی تو دراین راه بوده است واینک نیز شاید تندی تو بواسطه کندی من در این راه است که از خدا پوزش می طلبم( وعلیه التکلان)

عزیزم من تورا بخشیدم چون خدا بخشنده است و من گنهکار، ولی عزیزم مرا دعاکن که از این کند روی ودرجازدن در جهت راه خدا بدرآیم (انشااله)
حمیدجان اگر تو در این راه توفیقی پیدا کردی و به مقام والا و شامخ شهادت رسیدی زهی سعادت تو و افتخار و لیاقت من و اگر باز جهت تزکیه نفس خود و علو روح خود و ساختن جامعه که من هم یکی از افراد جامعه هستم ،عمری بود و برگشتی ،تصمیم بگیر با همفکری و همکاری مرا در این جهت یاری کنی (انشاا..)
من فکر نمی کنم تو که فرزند من وهمواره با من بوده ای از قلب من آگاه نباشی ؟
تومی دانی که من نیتم در مبارکه و مسجد جامع و دیگر مجامع مذهبی چیست، ولی افرادی مسلمان نما با کلماتی تند مانند طعنه ،تهمت و بدبینی با قلب من چه می کنند ،هرچند خداهم به من صبر کرامت نموده است ولی تا کی با زاغ و زغن سرگرم چریدن و طعنه اغیار شنیدن و به سیر عالم عشق و صفا به شاخسار وحدت نپریدن و از راهیان دیار بقا و مشتاقان جام عشق و بلا دورماندن و بوصال محبوب نرسیدن و یک عمری حسین حسین کردن و با حسینیان حقیقی عامل ودر میدان حاضر کمتر درآمیختن
بخدا قسم به حال شما غبطه می خورم که من با زبان ولی شما با عمل ثابت کردید حسینی حقیقی هستید ،هرچند در راه هدف حسینی و حفظ وحدت به تاکید امام عزیز این طعنه ها و تهمتهای شمشیرگون و گلوله صفت مانع رفتار من نشده ولی با این همه حال اینها مرا قانع نمی کند،همچنانی که شمارا قانع نشدید و رفتید ولی ای خدا:
هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

شاید مفهوم کلام مرا و سوز درون مرا آن روزی که در مسجد جامع،مکبر بودی ، در رابطه با اشخاص دون صفت فهمیده باشی ، اما آن هم گذشت و این هم می گذرد ولی خدا از سر آنها نگذرد

حمید جان خواهش می کنم شماهم برای حفظ وحدت دم مزن و علی وار استقامت کن تا منافق را خبث طینت او رسوا سازد (انشاا..)
امیدوارم جواب نامه را زودتر بفرستی و این را بگویم که قبل از این که به مبارکه بیایی نامه ای مفصل و شاید بهتر از این برایت نوشته بودم ولی در مغازه مفقود گردید و خودت بعد آمدی و رفتی ، به عقیده من نامه و هرمطلبی باید انسان ساز باشد دعا و سلام را مادر، برادر و خواهرت در نامه می نویسند ولی من خواستم مطالب دیگری بنویسم تابهتر دلگرم شوی ، ممکن است ازاین نامه ناراحت گردی ولی مهرپدرو فرزندی است امیدوارم دیدار تازه و مافات جبران گردد (انشاا..)

اگر به شما پایانی و یا مرخصی نمی دهند، درس را آنجا فراموش نکن و اگر مرخصی دادند فعلا بیا بعدا هم می توانی در جبهه و سنگرهای مختلف دیگر فعالیت نمائی

ترویج دین به هر چه زمان اقتضا کند
گاهی به کشته گشتن و گاهی به کشتن است

باز هم التماس دعا دارم مخصوصا در جاهای حساس بویژه در توسل ها و کمیل ها چون ازخدا خواسته ام این آخر عمر ازاین استعداد شعری که دارم در جهت انقلاب و حرکت مردم بکار ببرم همچنان که تا کنون حتی المقدور بکار برده ام  و دلم می خواهد یک زمینه تبلیغاتی دوراز دغدقه کسب و کار داشته باشم که بتوانم نعمتی که خدا به من ارزانی داشته است را در مسیر سرودن اشعار حماسی و سرودهای مذهبی توام با نقل آیات قرآن کریم واحادیث ائمه اطهار(ع) بکار برم واین کار اگر توام با هجرت باشد ، معنویت خاصی دارد چون در سفر دیدار از جبهه به من ثابت شد ، هرچند در وطن هم می توان با هجرت ماسوی الله می توان این سعادت رایافت ولی تا کنون توفیق آنچنانی شامل حال من نشده است ، من حاضرم قسمتی از ساختمان را به این جهت اختصاص دهم وخدا اموراتم را کفایت کند

بهر حال دعا کن،دعا کن،دعا کن  که دعای شما بسیارموثر می باشد
جواب  فوری  بدهید
پدرت  امیر اسلامی فر

 

photo_2016-06-08_01-16-03 photo_2016-06-08_01-15-47 photo_2016-06-08_01-15-54 photo_2016-06-08_01-15-57 photo_2016-06-08_01-16-00

39
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری شمس در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاه هایی که برای این مطلب ارسال شده

  1. عبدالله :

    روح مطهر این پدر مومن وانقلابی وفرزند شهید ش شهید حمیدرضا اسلامی فر شاد ویادشان در دلها گرامی باد مرحوم حاج امیرقلی واقعا مردی مومن وباخدا بودایشان همیشه ذکر خدا ومدح ائمه اطهار وخصوصا سید وسالار شهیدان کربلا امام حسین را برزبان داشت خداوند رحمتش کند وبیامرزد وبا شهدای کربلا محشور گرداند

شما هم دیدگاهی برای این مطلب ارسال کنید

  • 5
  • 4,632
  • 10,314
  • 2,618,454
  • 15,661
  • 974
تمامی حقوق این سایت برای پایگاه خبری شمس محفوظ می باشد. طراحی شده توسط میلاد زارع