کانال تلگرام پایگاه خبری شمس
امروز چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵
ShamsKhabar News
39

نماز میزان و معیار توحید و شرک است‏/ حالات ائمه(ع) هنگام نماز

شناسه خبر: 63850 - شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۴ - سرویس: مذهبی و حماسی - چاپ
آیه «وَ أَقیمُوا الصَّلاه وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکین» سرّ این معنى را مى‏ فهماند که نماز راه بسوى توحید است، و قطع نماز از وحدت بسوى شرک و تفرقه آمدن است.

به گزارش خبرنگار مهر، نماز بهترین عمل است براى بنده؛ بنابراین میزان سنجش ایمان و کفر همین نماز است. مرحوم علامه آیه الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی (ره) در جلد اول کتاب انوارالملکوت ذیل مجلس چهارم در تفسیر آیه «وَ أَقیمُوا الصَّلاه وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکین» مطالبی را آورده است. در بخش نخست مباحثی پیرامون سفارش تمام انبیاء به نماز ذکر شد که ادامه مطلب بدین شرح است:

و درباره ائمّه معصومین صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین در آیه مبارکه نور که حقیقت وجود و کیفیّت انعکاس انوار احدیّت را در مشکاه وجود آنها بیان مى‏ فرماید، در ذیل آن مى‏ فرماید: «رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَه وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ‏ وَإِقامِ الصَّلاه وَ إیتاءِ الزَّکاه یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصار.» ( سوره النّور آیه ۳۷)

«مردانى که ایشان را باز نمى‏ دارد از یاد خدا نه تجارتى و نه خرید و فروشى، و باز نمى‏ دارد از برپا داشتن نماز و دادن زکات؛ چرا که در حالى هستند که مى‏ ترسند از روزى که در آن، دلها و چشمهاى بصیرت واژگون گردد.»

هیچ کس چون ائمه اثنا عشریه شیعه در اقامه نماز ایستادگى و پا فشارى ننموده است‏

حقیقتاً آنها را هیچ چیز از ذکر خدا و اقامه نماز باز نمى‏ داشت. تاریخ درخشان ائمّه شیعه اثنا عشریّه هر ورقش گواه صادقی است که در عالم وجود افرادى مانند آنها نیامده‏ اند که چنین در امر اقامه نماز ایستادگى و پافشارى نموده باشند.

در «مستدرک الوسائل» از «نفلیّه» شهید و همچنین از أبى ‏ذر غفارى نقل مى‏ کند از حضرت رسول اکرم صلّى الله علیه و آله و سلّم که فرمودند: «الصَّلاه خَیرُ مَوضُوعٍ، فَمَن شاءَ اسْتَقَلَّ و مَن شاءَ اسْتَکثَرَ؛ نماز بهترین حکم از جانب خداى متعال است، پس هر کس مى‏ خواهد کم بجاى آورد و هر کس مى‏ خواهد زیاد بجاى آورد.»

این حدیث مى‏ فرماید که: بهترین موضوع از موضوعات وضعیّه شرعیّه و بهترین تحفه از تحفه‏ هاى عالم معنى و آسمان حقیقت براى بنده مؤمن نماز است، که هر چه بتواند بیشتر بجاى آورد براى او بهتر خواهد بود.

بطور کلّى آنچه از آیات قرآن راجع به سفارش خدا به پیمبرانش استفاده مى‏ شود آن است که: نماز بهترین عملى است براى بنده؛ و معلوم است که این عمل اگر مقصود رعایت آداب ظاهرى باشد که ارزشى ندارد، آن عمل در ردیف سایر اعمال است، بلکه منظور همان حفظ حقیقت و اتّصال عبد به حضرت معبود است و بس! بنابراین میزان سنجش ایمان و کفر همین نماز است.

قالَ المُحقّقُ القاشانى فى «المُحَجّه البَیضاءِ» و فى الصحیح عن الباقر عَلَیه السّلام قالَ: «قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ علیهِ و آله و سلّم: ما بَینَ المُسلِمِ و بَینَ أن یَکفُرَ إلّا أن یَترُکَ الصَّلاه الفَرِیضَه مُتَعَمِّدًا أو یَتَهاوَنَ بِها فَلا یُصَلِّیَها.» (المحجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۴۰؛ و رواه ایضاً فى محاسن البرقى، ج ۱، ص ۸۰؛ بحار الأنوار، ج ۷۹، ص ۲۱۶؛ و فى عقاب الاعمال، للصدوق، ص ۲۳۱)

«فاصله‏ اى بین اسلام و کفر نیست مگر ترک نماز واجب بصورت عمدى یا سستى نمودن و انجام ندادن آن.»]

 نماز، راه بسوى توحید است و قطع نماز از وحدت بسوى شرک و تفرقه آمدن است‏

و در روایت دیگر وارد است که: «مَن تَرَکَ الصَّلاه مُتَعَمِّدًا فَقَد کَفَرَ.» (بحار الأنوار، ج ۳۰، ص ۶۷۳)

«کسى که نماز را عمداً ترک کند کافر است.»

و آیه ‏اى که در مطلع گفتار ذکر شد که: «وَ أَقیمُوا الصَّلاه وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکین» سرّ این معنى را مى‏ فهماند که نماز راه بسوى توحید است، و قطع نماز از وحدت بسوى شرک و تفرقه آمدن است. لذا در کتاب «کافى» و «من لا یحضره الفقیه» آورده ‏اند؛ در کافى عن السکونى عن أبى‏ عبدالله قال: قال رسول الله: «الصَّلاه مِیزانٌ مَن وَفَّى اسْتَوفَى» و در «فقیه» بدون ذکر سند از حضرت رسول الله نقل مى‏ کند.

نماز میزان و معیار توحید و شرک است‏

مى‏ توان گفت که نماز میزان و معیار توحید و شرک است که هر کس حقّ او را ادا کند از معارف الهیّه و وحدت خداى تعالى بهره کافى خواهد برد. آن کسى که در نماز مانند أمیرالمؤمنین علیه السّلام محو و غرق انوار الهى گردد، بطورى که خود را فراموش کند میزانش سنگین و استیفائش وافى و کافى خواهد بود؛ و آن کسى که جز الفاظ و لقلقه لسانى از نماز بهره دیگرى نداشته باشد میزانش سبک و از معانى و حقیقت نماز ابداً استیفائى ننموده است.

«عَن أبِى الحَسَنِ الرِّضا علیه السّلام: أنَّ أمِیرَالمُؤمِنِینَ علیه السّلام کانَ یَقُولُ: طُوبَى لِمَن أخلَصَ لِلَّهِ العِبادَه و الدُّعاءَ، و لَم یَشتَغِلْ [یَشغَلْ‏] قَلبَهُ بِما تَرَى عَیناهُ، ولَم یَنسَ ذِکرَ اللهِ بِما تَسمَعُ اذُناهُ، و لَم یَحزُنْ صَدرَهُ بِما اعطِىَ غَیرُهُ.» (المحجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۵۳؛ الکافى، ج ۲، ص ۱۶)

«امام رضا علیه السّلام از أمیرالمؤمنین علیه السّلام نقل مى‏ کنند که مى‏ فرمودند: خوشا بحال کسى که عبادت و دعایش را براى خدا خالص کند و قلبش به آنچه چشمش مى‏ بیند متمایل نگردد و آنچه را که مى ‏شنود باعث فراموشى یاد خدایش نشود و از آنچه به دیگران داده شده است محزون نگردد.»

و از رسول اکرم صلّى الله علیه و آله و سلّم: «إنَّ الرَّجُلَینِ مِن امَّتِى لَیَقُومَانِ إلى [یَقُومَانِ فى‏] الصَّلاه، و رُکُوعُهُما و سُجُودُهُما واحِدٌ، و إنَّ ما بَینَ صَلاتَیهِما [مِثلُ‏] ما بَینَ السَّماءِ و الأرضِ»(فى المحجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۴۱؛ بحار الأنوار، ج ۸۱ ص ۲۴۹)

«دو نفر از امّت من به نماز مى‏ ایستند درحالیکه رکوع و سجده آنها یکى است ولى بین نماز آن دو مانند فاصله آسمان با زمین فرق است.» هذا اشاره إلى الخشوع و عدمه.

البتّه آن کسى که در نماز محو خدا مى‏ گردد، با آن کسى که در نماز از هستى خود هیچ خارج نمى ‏شود نمازشان بین آسمان و زمین تفاوت دارد.

قالَ المُحَقِّقُ الکاشانِى فى «المُحَجَّه البَیضاءِ»: یُنسَبُ إلى مُولانا أمیرِالمُؤمِنینَ عَلَیهِ السَّلامُ أنَّهُ وَقَعَ فى رِجلِهِ نَصلٌ فَلَم یُمْکِنْ مِن إخراجِه؛ فَقَالَت فاطِمَه عَلَیها السَّلامُ: أخْرِجوهُ فى حالِ صَلاتِهِ فَإنَّهُ لا یُحِسُّ بِما یَجرِى عَلَیهِ. فَاخرِجَ و هُوَ عَلَیهِ السَّلامُ فى صَلاتِهِ.

«مرحوم فیض کاشانى در کتاب محجّه البیضاء مطلبى را به أمیرالمؤمنین علیه السّلام نسبت مى‏ دهد که روزى در پایش تیرى فرو رفت و قدرت بر بیرون آوردنش را نداشتند پس حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمود: در حال نماز تیر را از پاى او در آورید زیرا على در حال نماز احساسى نسبت به بدن و جریانات اطراف خود ندارد. پس تیر را در حال نماز بیرون آوردند.»

 بدون توجّه و حضور قلب نماز مقبول نیست‏

مرحوم حجّت الاسلام غزالى در «إحیاء العلوم» تحقیقى دارد و مى‏ فرماید که: بدون توجّه و حضور قلب نماز ابداً مقبول نیست، به دلیل آنکه اوّلًا خدا مى‏ فرماید: «وَ أَقِمِ الصَّلاه لِذِکْرى؛ و نماز را مخصوصاً براى یاد من بپادار.» (سوره طه آیه ۱۴)  و ثانیاً مى‏فرماید: «وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلین؛ و مباش از کسانى که (از یاد خداى تعالى) غفلت داشته و آگاه نیستند.» (سوره أعراف آیه ۲۰۷ و ثالثاً مى‏ فرماید: «لا تَقْرَبُوا الصَّلاه وَ أَنْتُمْ سُکارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون؛ اى اهل ایمان هنگامى که (از خمر و مى) مست باشید نزدیک نماز نروید (نماز نخوانید) تا آنکه بدانید چه مى‏ گویید.» (سوره النّسآء آیه ۴۳)

در آیه اوّل تعلیل مى ‏کند وجوب اقامه نماز را به ذکر خدا؛ بنابراین اگر علّت حکم که آن یاد و توجّه به خداست در نماز نباشد نماز بى‏ فائده است. و امّا در آیه دوّم صریحاً نهى از غفلت مى‏ کند.

و امّا در آیه سوّم بعضى تفسیر کرده ‏اند که مقصود از سُکارى، سُکارى مِن کِثرَه الهَمّ، و قِیلَ: مِن حُبِّ الدُّنیَا [مى‏ باشد]؛ فرض کن همان ظاهرش مراد باشد که سکارى از خوردن مسکرات، ولکن چون در آیه شریفه علّتش بیان شده که مى ‏فرماید: حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون، معلوم مى‏ شود که کسى که در این علّت شریک است گرچه به حبّ دنیا یا کثرت هموم باشد نباید در نماز داخل شود مگر آنکه این موانعِ توجّه تامّ را از خود دور کند.

«عن عَائِشَه قالَت: کانَ رَسولُ اللهِ صلّى الله علیه و آله و سلّم یُحَدِّثُنا و نُحَدِّثُهُ، فَإذا حَضَرَتِ الصَّلاه فَکَأنَّهُ لَم یَعرِفنا و لَم نَعرِفهُ اشْتِغالًا بِعَظَمَه اللهِ.» (المحجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۵۰)

«از عایشه نقل شده است: چه بسا اتّفاق مى‏ افتاد که با رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم مشغول صحبت مى‏ شدیم و از مطالب مختلف سخن به میان مى‏ آوردیم تا هنگامى که وقت نماز مى‏ شد یک مرتبه حال او چنان تغییر مى‏ کرد گویا اصلًا ما را نمى‏ شناسد و ما نیز او را تا بحال ندیده‏ ایم بواسطه اشتغال به عظمت پروردگار و نزدیکى وقت ملاقات با او.»

از حضرت صادق علیه السّلام روایت است که: «إنَّهُ سُئِلَ عَلَیهِ السَّلامُ عَن حالَه لَحِقَتهُ فى الصّلاه حَتَّى خَرَّ مَغْشِیًّا عَلَیه، فَلَمّا أفاقَ قِیلَ لَهُ فى ذَلکَ، فَقالَ: ما زِلتُ ارَدِّدُ هَذِه الآیه عَلَى قَلبِى حَتَّى سَمِعتُها مِن المُتَکَلِّمِ بِها، فَلَم یَلبَثْ جِسمِى لِمُعَایَنَه قُدرَتِهِ. (نقله المجلسى رحمه الله فى «البحار» من «فلاح السائل» للسید ابن طاووس؛ المحجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۵۲، به نقل از بحار الأنوار، ج ۱۸، ص ۱۹۷)

«از امام صادق علیه السّلام سؤال شد که چطور در هنگام نماز و قرائت حمد حالتى بر آن حضرت غالب شد که بیهوش بروى زمین افتاد، وقتى که حضرت به حال اعتدال در آمدند فرمودند: پیوسته این آیه را در قلبم مرور مى‏ کردم تا اینکه از زبان نازل کننده آن آن را شنیدم دیگر جسم من یاراى تحمّل یک چنین عنایت و افاضه‏ اى را نداشت و بر زمین افتاد.»

و ظاهراً مراد از هذه الآیه در کلام حضرت إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعین است، کما آنکه در «فلاح السائل» به همین قسم از کلینى نقل کرده است.

حالات امام على بن الحسین علیه السّلام هنگام وضو و اقامه نماز

«رُوى عَن عَلِىُّ بنُ الحُسَینِ عَلَیهِما السَّلامُ إنّه کانَ إذَا تَوَضَّأ اصفَرَّ لَونُهُ، فَیَقُولُ لَهُ أهلُهُ: ما هَذا الَّذى یَعْتارَکَ عِندَ الوُضوءِ؟ فَیَقُولُ: أ تَدرُونَ بَینَ یَدى مَن اریدُ أقومُ؟» (علل الشرایع، عن أبان بن تغلب على ما روى عنه فى المحجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۵۱.)

«وکانَ الحَسَنُ عَلَیه السّلامُ إذَا فَرَغَ مِن وُضُوئِهِ تَغَیَّرَ لَونُهُ فَقِیلَ لَهُ فى ذَلِکَ، فَقالَ: حَقٌّ عَلَى مَن أرادَ أن یَدخُلَ عَلَى ذِى العَرشِ أن یَتَغَیَّرَ لَونُهُ! و یُروَى مِثلُ هَذا عَن زَینِ العابِدِینَ عَلَیه السّلامُ.» (المحجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۵۱)

«امام حسن مجتبى علیه السّلام هنگام وضوء براى نماز منقلب مى‏ شدند و رنگ چهره مبارک دگرگون مى‏ شد. بعضى از اهل منزل به ایشان گفتند: چرا یک چنین حالتى براى شما هنگام وضو عارض مى‏ شود؟

حضرت فرمود: کسى که آماده ملاقات و ورود بر یک چنین ذات با عظمت و کبریا است سزاوار است که چنین انقلاب و تغییرى در او حاصل شود، و نظیر این حالت از امام سجّاد علیه السّلام نیز نقل شده است.»

در کتاب «تهذیب» عَن أبِى حَمزَه الثُّمالِىِّ، قالَ: «رَأیتُ عَلِىَّ بنَ الحُسَینِ علیهما السّلام یُصَلِّى فَسَقَطَ رِداهُ عَن مَنکِبِهِ فَلَم یُسَوِّهِ حَتَّى فَرَغَ مِن صَلاتِهِ؛ قالَ: فَسَألتُهُ عَن ذَلِکَ، فَقالَ: وَیحَکَ أ تَدرِى بَینَ یَدَى مَن کُنتُ؟ إنَّ العَبدَ لا تُقبَلُ مِنهُ صَلاه إلّا ما أقبَلَ فیهَا. فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداکَ! هَلَکنا. فَقالَ: کَلّا! إنَّ اللهَ تَعالَى یَتِمُّ [یُتَمِّمُ‏] ذَلِکَ بِالنَّوافِلِ.» (على ما نقل عنه فى المحجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۵۲)

«از أبى حمزه ثمالى نقل است که روزى على بن الحسین علیهما السّلام را در حال نماز دیدم که عبا از دوشش افتاده بود و او آن را بر نداشت تا اینکه از نماز فارغ گردید. پس به آن حضرت عرض کردم این چه حالت است؟ فرمود: واى بر تو، آیا مى‏ دانى در پیشگاه چه کسى قرار گرفتى؟ به تحقیق که بنده به همان مقدار نماز از او پذیرفته مى‏ شود که او براى نماز اهتمام نشان داده است. عرض کردم: فدایت گردم، پس ما با این توصیف هلاک شدیم.

حضرت فرمود: خیر! مطلب اینطور نیست، خداى متعال این کاستى و سستى را با خواندن نوافل جبران مى‏ کند.»

«و فى الصَّحیحِ عَن الصَّادق عَلَیه السَّلام: کانَ عَلِىُّ بنُ الحُسَینِ علیهما السّلام إذا قامَ فى الصَّلاه تَغَیَّرَ لَونُهُ، و إذا سَجَدَ لَم یَرفَع رَأسَهُ حَتَّى یَرفَضَّ عَرَقًا.» (المحجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۵۲؛ و نقلًا فى تعلیقته عن الکافى)

«در خبر صحیح از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که: حضرت امام سجّاد على بن الحسین علیهما السّلام هنگامى که به نماز مى‏ ایستاد رنگ چهره‏ اش تغیییر مى‏ کرد و هنگامى که به سجده مى ‏رفت سرش را بر نمى‏ داشت تا اینکه عرق در اطرافش جارى مى‏ گشت.»

و همچنین از حضرت صادق علیه السّلام روایت است که قال: «کانَ أبِى علیه السّلام یَقُولُ: کانَ عَلِىُّ بنُ الحُسَینِ علیهما السّلام إذا قامَ إلى الصَّلاه کَأنَّهُ ساقُ شَجَرَه لا یَتَحَرَّکُ مِنهُ شَى‏ءٌ إلّا ما حَرَّکَت الرِّیحُ مِنهُ.» (المحجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۵۲؛ و فى تعلیقته نقلًا عن الکافى)

«در خبر صحیح از امام صادق علیه السّلام نقل شده است: امام سجّاد على بن الحسین علیهما السّلام هر وقت به نماز برمى‏ خاست مانند ساقه درخت هیچ حرکتى از او سر نمى‏ زد مگر به همان مقدار که باد برگها را به حرکت در مى‏ آورد. (مانند چوب خشک بر جاى خود استقرار داشت.»]

منبع: انوار الملکوت ج ۱/ تالیف: علامه آیه الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی /مقدمه و ترجمه: سید محمد محسن حسینی طهرانی / ناشر: مکتب وحی

http://media.mehrnews.com/d/2016/01/25/4/1977857.jpg

39
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری شمس در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

شما هم دیدگاهی برای این مطلب ارسال کنید

  • 6
  • 4,504
  • 10,238
  • 398,246
  • 14,911
  • 953
تمامی حقوق این سایت برای پایگاه خبری شمس محفوظ می باشد. طراحی شده توسط میلاد زارع